تبليغاتX
دختر جنوبی
دختر جنوبی
هر چه را که می بینم به هر چه که فکر می کنم می نویسم
بیست و هشتم خرداد 1386


وقتی گریبان عدم با دست خلقت مي دريد


وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید


وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید


وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید


من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی


چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی


یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود


آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانت ربود


وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد


آدم زمینی تر شدوعالم به آدم سجده کرد



من بودم و چشمان تو نه عاشقیو نه دلی


چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
.

 

 


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 23:19 توسط : شیوا
یکم خرداد 1386
صدایم نکن

اگر توانایی این را نداری که وقتی غمگینم شادم کنی!

صدایم نکن.

 نگذار از این که هست غمگین تر شوم.

صدایم نکن.

خودم با آن کنار می آیم و خوب می شوم.

 

              (تولستوی..)


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 18:31 توسط : شیوا